در جریان تهاجم اولیه در جنگ اوکراین، مایکل کانر (با بازی لامونیکا گرت) — عضو سابق یگان ویژه نیروی دریایی (Navy SEAL) و مأمور بازنشسته سیا — تماسی ویدیویی و مضطربانه دریافت میکند: خواهرزادهاش رایلی (با بازی رزماری یانوا) که یک امدادگر است، طی حملهای به یک یتیمخانه در خارکیف ربوده شده است. کانر با عبور از قاره و ورود به کشوری جنگزده، با کمک دنی (با بازی اندرو هاوارد) — یک رابط و دلال اوکراینیِ عجیب و غریب — دل به معرکه میزند؛ همزمان، چارلی (با بازی جیسون پاتریک) — رابط سابق او در سیا — از راه دور برای تداوم و موفقیت این مأموریت تلاش میکند. در این مسیر، کانر با تیمی کارکشته از پیمانکاران نظامی خصوصی به سرپرستی بانی (با بازی لینز ادواردز) متحد میشود و در حالی که با آتش توپخانه، حملات پهپادی و شهرهای ویرانشده دستوپنج نرم میکنند، به تعقیب فرمانده مزدور و بیرحم، کونیف (با بازی دنیل برنهارت) میپردازند. با تنگتر شدن حلقه محاصره و غیرممکن به نظر رسیدن شرایط، کانر رهبری آخرین یورش به دژی را بر عهده میگیرد که رایلی در آن اسیر است. در میان هرجومرجِ ضدحمله و شهری که در آتش جنگ فرو میرود، کانر باید با کونیف روبرو شود و برای وفاداری به تنها وعدهی حیاتیاش — یعنی بازگرداندن رایلی به خانه — آخرین نبرد خود را انجام دهد.




