در آستانه هزاره جدید در شهر شلوغ مکزیک، یک تصادف وحشتناک رانندگی زندگی سه غریبه را به طرز جداییناپذیری در هم میآمیزد. اکتاویو، نوجوانی سرکش که مخفیانه عاشق خواهرزنش است، رویای فرار از زندگی فلاکتبار خود را در سر میپروراند و به همین دلیل، با اکراه وارد دنیای مبهم سگبازی با سگ کشندهاش کوفی میشود. و سپس به طور غیرمنتظرهای، والریا، زنی زیبا و سوپرمدل مشهور، با اکتاویو روبرو میشود، در حالی که در این میان، سگ کوچک نازپروردهاش، ریچی، در فضای محدود آپارتمانش ناپدید میشود. در نهایت، چیوو، یک چریک ولگرد سابق، پس از رها کردن دختر کوچکش، ناتوان از جبران زمان از دست رفته، عشق خود را به ولگردهای شهر و یک روتوایلر زخمی و مرگبار منتقل میکند. در نهایت، اگرچه همه شخصیتهای خسته، چه انسان و چه حیوان، آرزوی آیندهای روشن را دارند، در این سفر سرنوشتساز در جستجوی عشق، گاهی اوقات خیانت، گناه و مرگ میتواند مانع شود.




